ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

78

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ربيعه ( قبيله ) اصرار داشتند كه پادشاهى ( امارت - يكى از ملوك الطوائف تابع ايران ) را دوباره بمنذر بن نعمان بن منذر ( كه خلع شده بود ) برگردانند . او غرور لقب داشت ( فريب دهنده غره كننده ) چون اسلام آورد گفت : من مغرور هستم نه غرور . حطم بن ضبيعه كه از بنى قيس بن ثعلبه از بكر بن وائل بود قيام نمود عدهء از مشركين كه به حال كفر مانده بودند و اسلام را قبول نكرده كه مرتد شوند گرد او تجمع نمودند او رفت تا وارد قطيف و هجر ( دو محل معروف ) شد . اهل خط و قومى كه زط ( هندى ) و سبابجه در آنجا بودند فريب او را خورده متابعت نمودند بدارين ( محل ) هم عده فرستاد به شهر جواثا هم لشكر فرستاد و مسلمين آن شهر را محاصره نمود بحديكه گرسنگى آنها را هلاك كرد . عبد اللّه بن خذف در آن واقعه حصار گفت : الا ابلغ ابا بكر رسولا * و فتيان المدينة اجمعينا فهل لكم الى قوم كرام * قعود فى جواثا محصرينا كان دما ، هم فى كل فج * شعاع الشمس تغشى الناظرينا توكلنا على الرحمن انا * وجدنا النصر للمتوكلينا يعنى اى رسول ( پيك ) بابى بكر و تمام جوانان مدينه بگو ( ابلاغ كن ) آيا مىشود كه يك قوم گرامى در حصار جواثا ( محل ) نشسته و محصور شده را نجات دهيد خون آنها كه در هر راهى ريخته شده مانند شعاع آفتاب ديده را خيره مىكند . ما بر خداوند بخشنده توكل نموده‌ايم و چنين مىدانيم آنانى كه توكل مىكنند پيروز خواهند شد . علت نجات دادن آنها بدست علاء بن حضرمى اين بود كه ابو بكر او را براى جنگ با مرتدين بحرين فرستاده بود چون نزديك يمامه رسيد ثمامه بن اثال حنفى با مسلمين بنى حنيفه به او پيوست همچنين قيس بن عاصم منقرى به او ملحق شد و عوض صدقه ( ماليات ) كه بعد از وفات پيغمبر قطع شده بود ماليات را پرداخت .